عذر تقصير بابت تاخير بعد از مدتها و اين نكته كه چاره اي نبود!!
تقديم به انگيزه اين جوشش :
ترجيع بند رويت ، تحقير نور و ماه است
در شامگاه وصلت ، ديگر چه جاي آه است
باز اي شكوه مستي ، بركش پياله اي چند
آخر گداي كويت ، همداستان شاه است
در اين سياهي شب ، نوري بتاب بر ما
مخمور ِآن دو چشمت ، محتاج يك نگاه است
سر را بنه به بالين ، آتش به جان بيفكن
چشمان صبح صادق ، خورشيد را به راه است
عطر خوش حضورت ، شرمنده كرد گل را
صوفي سماع سر داد ، گويي كه خانقاه است
ترنم نوايت ، پيكان به پيكر انداخت
بلبل خموش و ساكت ، آواز او گناه است
سلطان تويي و « اميد » ، عابد به معبد ِ تو
مدهوش ِ اين حكايت ، حيران ِ بارگاه است
ياعلي





