X
تبلیغات
امیدنامه

عذر تقصير بابت تاخير بعد از مدتها و اين نكته كه چاره اي نبود!!

تقديم به انگيزه اين جوشش :

ترجيع بند رويت ، تحقير نور و ماه است

در شامگاه وصلت ، ديگر چه جاي آه است

باز اي شكوه مستي ، بركش پياله اي چند

آخر گداي كويت ، همداستان شاه است

در اين سياهي شب ، نوري بتاب بر ما

مخمور ِآن دو چشمت ، محتاج يك نگاه است

سر را بنه به بالين ، آتش به جان بيفكن

چشمان صبح صادق ، خورشيد را به راه است

عطر خوش حضورت ، شرمنده كرد گل را

صوفي سماع سر داد ، گويي كه خانقاه است

ترنم نوايت ، پيكان به پيكر انداخت

بلبل خموش و ساكت ، آواز او گناه است

سلطان تويي و « اميد » ، عابد به معبد ِ تو

مدهوش ِ اين حكايت ، حيران ِ بارگاه است

ياعلي


+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 23 |

مدتهاست عزم نوشتن در اين سراي مجازي رو دارم ولي واقعيتش چيزي قابل گفتن نداشتم كه عطش انعقاد كلام رو از بين ببره . حرفي ، كلامي ، چيزي كه از گفتنش احساس خالي نبودن عريضه نكنم ... نميدونم ....

چند روز پيش مادر استاد فرهيخته دكتر مهاجراني دار فاني رو وداع گفت ، سوز شعرش كه در رثاي مادر بود ( مادري كه رنگ طلا به خودش نديده بود ولي خودش طلاي ناب بود ) بدجوري وجودم رو لرزوند  نميدونم چرا ؟؟؟

امروز وقتي ميخواستم ماشين رو داخل خونه پدري پارك كنم  به ناگاه صداي داد و فريادي تمام ترس و التهابي رو كه انتظارش رو نداشتم به درونم سوق داد . وحشت دهشتناكي بي اختيار منو به از دست دادن مادرم انذار ميداد . لحظه دلهره آور و ترس تمام ناشدني اون لحظات  وجود رنجور دكتر رو دور از وطن برام تداعي ميكرد . خدا رو شكر صدا صداي هلهله و شادي از خونه همسايه بود كه جشني رو برگزار ميكردند و فرياد شادي منو پريشان و مضطرب از دست دادن نور زندگيم كرده بود .  رخسار رنگ پريده من ، تعجب همه رو به دنبال داشت اما هنوز كه هنوزه  تنم از هول اين تصور نامبارك كرخت و بي حاله . همين و بس .....

به ياد اين فرشته مهرباني از خدا ميخوام دل هيچ فرزندي از نبود مادر به درد نياد و اگر هم بر حكمت خدا و طبيعت زندگي چنين چيزي مقدر شد صبر فزاينده ش از جانب خالق مادر و مهرباني ارزاني همه بشه .

اين هم وبلاگ دكتر كه مثل هميشه منور به كلمات و خاطراتي عبرت اموزه گرچه به حكم جبر فيلتره !!!!

http://mohajerani.maktuob.net

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 0 |

امام علی(ع) به مالک اشتر: ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی ........

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 8 |

گاهي دلت پر از شك مي شود  پر از ترديد ، گاهي اما دلت پر از ايمان ميشود پر از اطمينان.

ثانيه ها عوض ميشوند پي در پي پر از بيم و اميد . متلاطم مي شوي ، آرام مي شوي ، شور ميشوي شعور مي شوي ، درد مي شوي فرياد مي شوي ، خنده مي شوي سرزنده ميشوي ، گريه ميشوي  انابه واجابه و نياز و نازمي شوي.

اينهمه از درون خودت موج ميزند . لحظه هاي غفلت بسيارند نه فقط از او كه از خود و دنياي پيرامون . و من در همين روزها پرم از اين احساس دوگانه .

گويي تمرين صبر ميكنم صبر بر سرخوشي و ناخوشي .

دليل هويداست اما خودم ناپيدا ..... كسي مرا بيابد !!

به قول يارو.... هي واي من !!!!!!!

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 18 |
1- امروز سفير ژاپن اومده بود شركت . حكايتي بود دستپاچگي رئيس روسا !!! چنان پر شور بودند كه شوريش اشك همه رو درآورد !!!!اومدنش حداقل رو حساب رو دربايستي براي ما بركاتي داشت البته نه مالي بلكه روحي رواني !!! همراه با يه عكس يادگاري كه تو آرشيو شركت ميمونه .

2- ديروز همراه پدر جايي بودم روي ديوار به خط خوش نوشته شده بود « حقيقت و گل سرخ ، هر دو خار دارند » خوشم اومد ظاهرا ضرب المثل اسپانيايي هست ، خواستم عكس بگيرم و بذارمش همينجا اما خار ِ حقيقت گريبانم رو گرفت و فرصت از كف رفت !!!!

3- حكايتي شده سيستم آپلود عكس تو سيستم مجازي ايران !!! ظاهرا عكس هاي اين وبلاگ هم پريده ديگه دارم به مرز جنون مي رسم يكي دلداريم بده !!! چي كار كنم خب ؟؟؟؟

4- يكي در حقم نامردي كرد ، اميدوارم در حقش نامردي نكنن .

5- كلا وبلاگنويسي من بدجور فراز و فرود داره و تغيير روش ميده . مشكل نقص خودمه ، به ديده اغماض بخونيد و تماشا كنيد.

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 23 |
1- چند وقت پيش دبير رياضي سالهاي دبيرستان رو ديدم ، مسافركشي ميكرد !!!!

2- زاينده رود خشك است و بي آب !!!

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 22 |
ديروز همكارم پرسيد : اگه فقط نيم ساعت از عمرت باقي بود چه ميكردي ؟؟؟؟؟

با اينكه كليشه اي بود ، به طرز غير منتظره اي ذهنم  مشغول شد........

ياعلي


پي نوشت1 : براي يك روز پاسخ به گمونم راحت تر باشه ولي نيم ساعت ؟؟؟ نميدونم براي من كه تنها يه جواب داره .

پي نوشت2: عين اون نيم ساعت رو به مادرم نگاه ميكردم بي اغراق.


+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 22 |

ديروز رفتيم اينجا

امروز رفتيم اينجا

محض اكسيژن و زيبايي.

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 22 |

حقيقت اينكه با ديدن اين صحنه نزديك بود ديدگان از حدقه بيرون زنند !!

كيلويي 15000 تومان !!!! خدا رو شكر قرار است سه صفر از پول ملي حذف شود !!!

شرمنده ام در ميان چهره برافروخته و جستجوگر فروشنده گرفتن عكس كمي دشوار بود . ببخشيد.

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 9 |

دوست گرانقدرم ميرنصر در پست جديد خود در وبلاگش مطلبي را كه منتسب به جناب نادر ابراهيمي بوده ، آورده كه لينك آن اينجا مي باشد و آن را زيبا و دانسته  چرا كه به قول خودش از آوردن مطالب ديگران عينا در وبلاگش حتي المقدور اكراه دارد.

نظرات گهگاه مخالف و موافق بنده با نويسنده وبلاگ از دير باز برخودش پوشيده نيست . مي خواستم كامنتي را در نقد اين مطلب همانجا بگذارم احتمال دادم حق مطلب ادا نشود و يا اينكه جان كلام محقق نگردد از اين رو با اجازه چند نكته را در ميان ميگذارم.

بنده متاسفانه با آثار جناب نادر ابراهيمي آشنايي ندارم اما اين مطلب بيشتر نوعي ريزه گيري نابجا بود البته باز هم تنها به نظر بنده . ايشان مردم داري و اخلاق مداري و خوش رويي و چندين صفت نيكو را به جرمي ناكرده ، به ناحق خوري و حرام خواري كساني كه براي نشاندن حقيقت به جايگاه اصلي خود تلاش مي كنند تقليل داده اند حالا با كدامين مجوز و با كدامين حكم و به چه حقي خدا مي داند .

درست است كه آزارش به مورچه هم نرسيده ولي به مدير كل دزد منحرف بايد مي رسيد تا بي شرمانه زندگي نكرده باشد !!!  درست است كه ايشان به همه احترام گذاشته و رنجش خاطر هيچكس را فراهم نيا ورده و با مردم خوب تا كرده و سرش به كار خودش بوده و چه وچه وچه.... ولي چون پس گردن باج گير محل نزده و توي گوش خبر چين خود فروش نزده و به جنگ يك ربا خوار كلاه بردار نرفته و تفي بزرگ به صورت سياستمدار خودباخته وابسته به اجنبي نينداخته و  چه و چه وچه ..... بي شرمانه زيسته است !!!!! مي بينيد معيار و متر را ؟ مي بينيد آرمانگرايي محض را ؟؟ مي بينيد واقع گرايي و اخلاق چگونه فداي آرمانگرايي مي شود ؟؟ از آدم عادي و معمولي كه به زندگي سالم خودمشغول بوده و اگر هم كار فوق العاده اي انجام نداده حداقلش نارضايتي پشت سر خود بجا نگذاشته گله و شكايت ميشود كه چرا بيشتر تلاش نكرده حسين وار و علي وار در برابر ظلم نايستاده و كاري نكرده  كارستان !!!!! گويي فراموشش شده كه دنيا پر از همين آدمهاي متوسط و معمولي است كه به قول نگارنده به نا حق و حرام نان ِ انسانهاي ايده آل را خورده اند . گويي در مرامش ترك ِ فضيلت ، نوعي رذيلت به حساب مي آيد كه نا به حق جاي دليران و شجاعان را گرفته اند .

« بي شرمانه زيستن » و « بي شرمانه مردن » را چنين ساده و ناروا خرج و هزينه آدمهاي آبرومند و مردم دار كردن نه از ايمان بر مي خيزد نه از آرمان . حقير نه با ان صفات مخالفم و نه عملگرايي و آرمانگرايي را نفي ميكنم و نه حتي از تحريك ِ عوامي چون خودم براي رسيدن به آن صفات بارز نيكو ، حذر دارم اما اينكه از ان سوي بام بيفتيم و به  سادگي به تخطئه كساني بپردازيم كه نيك منش بودندهر چند دليري لازم را نداشتند، خوش رفتار بودند هر چند فريادي برنياوردند به گمانم به دور از انصاف و اخلاق باشد . به هرحال دنيا پر از آدميان متوسطي است كه چنين ساده و خموش زندگي ميكنند . حتي تاريخ پر از عرفا و نامداراني است  كه در كنج عزلت به مردم داري پرداختند و در عين نارضايتي مهر سكوت بر لب بستند آيا رواست آنها را هم مستحق چنين واژگان عرياني بدانيم ؟؟؟؟

اميدوارم منظورم رسا بوده باشد . اين پست تنها نقدي بود بر آن نوشته و مويدان ان ، كه ميرنصر عزيز هم جز آنان است و البته نيت خير ايشان از ديرباز بر من  پوشيده نيست. بنده هر گونه تذكري را به گوش جان و ديده منت پذيرا هستم .

ياعلي

+ نوشته شده توسط امید در و ساعت 18 |